مؤلف مجهول

154

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

نيست . اين عبادت او را در درگاه بىنيازى خود قبول كن ، و دنياى او را معمور گردان و آخرتش را مزين كن « 1 » ! درين زمان از هاتف آواز آمد كه : يا آدم ! حق سبحانه و تعالى به علم قديمى خود دانسته او را به اين امر مأمور ساخته است و طاقت داده كه گوشهء رياضت اختيار كرد و رياضت كشيد « 2 » . ديگر مدت معهود به آخر آمد . فاتحه فتح در حق او بخوان و رخصت بده ، تا بنده‌هاى افتادهء چاه ضلالت و گمراهان كوچهء غفلت را به رسن تربيت از چاه بيرون كشد و به راه راست دعوت كند ، كه هشتاد هزار كس از « 3 » درماندگان هواى نفس و شيطان در عهده او كرده شده است و بيست هزار ديگر « 4 » از سعادتمندان در ذمهء او نهاده شده است كه تربيت كند و به مقصود رساند ، به مدد چهل پيغامبر برحق ، كه اول تويى و آخر محمد « 5 » صلوات الله عليهم اجمعين . آن بود كه حضرت آدم « 6 » فاتحهء فتح در حق او خواند و بر روى او دميد و فاتحهء ديگر بخواند و بر سينه آن بزرگوار دميد « 7 » و فاتحهء ديگر خواند و بر اطراف وى دميد . بعده گفت : اى فرزند ! ديگر برو به ملتان و به فرمودهء ما عمل كن ، اما پيشاپيش خلوت منشين . « 8 » همين خلوت كه اينجا كردى به جاى چهل سال خلوت است . چهل سال ديگر خلوت و عزلت تو معذور است . من‌بعد به عيش كوش و لباسهاى نفيس بپوش و طعامهاى لذيذ بنوش ، اما از تربيت خلق خدا فارغ مباش و خلوت در انجمن كن ، زيراكه درويش هرچند در گوشه ، شيطان در كمين . مرد آنست در جمعيت تنها باشد « 9 » . ديگر گفت : اى فرزند هرچند مرتبهء بلند ميسر گردد ، چون خاك پست باش ، و چون موم نرم ، و چون آهن شخ ، و چون آب روان ، و چون باد تند ، و چون آتش گرم ، و چون يخ سرد ، و چون زمين و زين « 10 » ، و چون كاه سبك ، و چون عشقه پيچان . يعنى تكبر را در نفس خود راه مده ، كه تكبر صفت شيطان است عليه اللعنة ، كه ازآن‌جهت مردود از درگاه شد . « 11 » و چون موم نرم ، « 12 » يعنى به سخن نرم حليم ، دل مؤمنان را به دست آر . و از « 13 » حقايق و معارف كه بشنوى چون موم بگذار ، چون‌كه عادت موم آنست كه به اندك گرمى كه بر وى رسد در گداز آيد « 14 » . و آتش درويشان دلسوخته ، سخن حق است . و چون آهن شخ ، « 15 » يعنى به دشمنان مردان راه خداوندى زبردست و قادر باش . و چون آب روان ، يعنى در امور مشروعه تاخير مكن ، و خود را از آلايش صاف ساز ، چنان كه آب روان ذو

--> ( 1 ) - ب : كنى ( 2 ) - ب : رياضت مىكشد ( 3 ) - ب : - از ( 4 ) - ب : - ديگر ( 5 ) - ب : + رسول الله ( 6 ) - ت : + عليه السلام ( 7 ) - ب : دميده ( 8 ) - ب : - پيشاپيش . . . منشين ( 9 ) - ب : + و چون آب روان و چون باد تند ( 10 ) - ب : - و چون زمين و زمين ، ت : و زنين ( 11 ) - ب : مردود شد از درگاه ( 12 ) - ب : - و چون موم نرم ( 13 ) - الف : - و از ( 14 ) - ب : درگدازد ( 15 ) - ب : شيخ